الملا فتح الله الكاشاني
343
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و راحت بر اهل صلاح و تقوى و انزال مصيبت و محنت بر كفار و عصاة از عادت اللَّه است پس ميفرمايد كه * ( قَدْ خَلَتْ ) * بدرستى كه گذشته * ( مِنْ قَبْلِكُمْ ) * پيش از شما * ( سُنَنٌ ) * واقعها از غم و شادى و راحت و محنت و دولت و نكبت و غنيمت و قتل كه حقتعالى جارى ساخته آن را در ميان امم سابقه بر وفق استحقاق ايشان و گويند خطاب با منهزمان روز احد است يعنى نكبتى كه بشما رسيد در روز احد به جهت آن بود كه مخالفت كرديد امر خدا و رسول را هم چنان كه به جهت مخالفت و عصيان و عدم اطاعت پيغمبران مانند اين وقايع بلكه اعظم از آن در ميان امم سالفه واقع شده و نزد بعضى مراد بسنن اهل سنناند بحذف مضاف بمعنى شرايع يعنى گذشتند اهل شريعتها كه هر فرقه امت پيغمبرى بودند و مامور بودند به آنكه متدين باشند بشريعه و سنت و اكثر تكذيب پيغمبر خود كردند و بعقوبت گرفتار شدهاند و گفتهاند در كلام مضاف محذوف نيست بلكه سنن بمعنى امم است چه سنت بمعنى امت در كلام عرب واقع شده كقول ( المفضل ما عاين الناس من فضل كفضلكم و لا راوا مثلكم فى سالف ير السنن ) و نزد ابن زيد سنن بمعنى امثال است يعنى امثال شما قبل از شما گذشتهاند و كلبى برين وجه تفسير كرده كه ( قد مضت لكل امة سنت و منهاج اذا اتبعوها رضى اللَّه عنهم ) يعنى بتحقيق كه گذشته براى هر امتى طريقه و راهى كه چون پيروى آن كنند حق تعالى از ايشان خوشنود شود ايشان تبعيت نكرده بسخط الهى و عقوبت ربانى گرفتار شدند * ( فَسِيرُوا فِي الأَرْضِ ) * پس سير كنيد و برويد در زمين و ببينيد بلاد عاد و ديار ثمود و قراى قوم لوط كه بجهة تكذيب و طغيان و عناد و عصيان ايشان را چگونه مستأصل ساختهايم و ديارهاى ايشان را زير و زبر گردانيدهايم * ( فَانْظُروا ) * پس بنگريد به نظر عبرت بآثار هلاك شدگان بسبب نافرمانى * ( كَيْفَ كانَ ) * چگونه بوده است * ( عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ) * سرانجام كار تكذيب كنندگان پيغمبران و انكار نمايندگان بعث و نشور و عقاب و ثواب و خاتمهء كار ايشان تا متعظ شويد از اين و باز ايستيد از آنچه ايشان كردند و سلوك ننمائيد در طريق تكذيب و انكار هم چنان كه عذاب بر امم سابقه واقع شد بجهة تكذيب عصيان بر شما فرو نيايد * ( هذا ) * اشاره است بقوله قد خلت يا بمفهوم فانظروا يعنى آنچه گذشته از سنن و وقايع بر امم سابقه و نظر در عواقب امور ايشان * ( بَيانٌ ) * دليلى روشن است * ( لِلنَّاسِ ) * براى مردمان يعنى مكذبان از زمان حضرت رسالت ( ص ) و حث ايشان بر عبرت گرفتن به آن چه معاينه مىبينند از آثار هلاك مكذبان امم سابقه و يا مشار اليه امر متقيان و تائبان است يعنى آنچه مذكور شد از بيان حال و مآل متقيان و تائبان بيانى است براى همهء مردمان و بنا بر اين قوله قَدْ خَلَتْ جملهء معترضه است براى بعث او نشور بر ايمان و توبه و در معالم و در بعضى ديگر از تفاسير مذكور است